السيد محمد حسين الطهراني

126

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

استعمار انگليس را جان داد ، در مجلس اعيان ، قرآن را از روى خشم و غضب بر روى تريبون كوفت و گفت : « تا اين كتاب در بين مسلمين باشد ، امنيّت و اطاعت سرزمينهاى مسلمان نشين در برابر استعمار انگليس محال است » . « 1 » از ميان بردن قرآن ، سوزاندن و غرق ساختن آن نيست ، انگليسيها همچنين كارى نكردند ؛ به عُزلت در آوردن بواسطه عدم تدريس و تدرّس ، و عدم تلاوت و عدم رجوع به تفسير و عدم عمل به احكام آن است . و در اين كار موفّق شدند ، و قرآن را از صحنه عمل برداشتند . ما اگر امروز ببينيم در حوزه‌ها مثلًا قدرى در علم اصول آن هم در بعضى از مباحث زياده روى مىشود ، بايد بجاى آنها درس تفسير رسمى و درس نهج البلاغه رسمى و درس معارف عاليه را قرار دهيم ؛ نه آنكه آنها را حذف نموده و بجايش زيست شناسى و علم طبيعى و زبان خارجى قرار دهيم . ما بايد در عربيّت آنقدر توانا و استوار باشيم كه گوئى زبان اوّل ما كه زبان مادرى ماست ، عربى است . بنابراين چقدر خوب است كه موشكافى در لغات قرآن و نهج البلاغه بنمائيم . و بدينوسيله به قرآن جامه عمل بپوشانيم . اينست طريقه ترقّى و

--> ( 1 ) در كتاب « نهضتهاى اسلامى در صد ساله اخير » در ص 30 ، از كتاب « سيرى در انديشهء سياسى عرب » تأليف دكتر حميد عنايت نقل كرده است كه : اروپائيان چون اعتقاد دينى مسلمانان را استوارترين پيوند ميان آنان ميبينند ، ميكوشند تا با نام مخالفت با تعصّب ، اين پيوند را سست كنند ولى خود از هر گروه و كيش به تعصّب دينى گرفتارند . گلادسْتون ترجمانى است از روح پطرس راهب يعنى بازنماى جنگهاى صليبى . انتهى . و به دنبال اين مطلب گويد : واقع بينى سيّد ( سيّد جمال الدّين اسدآبادى ) پس از حدود نيم قرن به خوبى آشكار شد . آنگاه كه : افسر اروپائى فرمانده ارتش يهود در جنگ اوّل اعراب و اسرائيل ، بيت المقدّس را از مسلمانان گرفت و تحويل يهوديان داد و دولت صهيونيستى اسرائيل تشكيل شد ، گفت : « الآن جنگهاى صليبى پايان يافت » .